یک لحظه...
ماه نصف می شود
و تو هنوز در ابتدای خود ایستاده ای...!
منتظر معجزه ای
دستی که تو را به ملکوت برساند
و خستگی راه تو را لمس نکند...
معجزه ای که طی الارض تو باشد تا نهایت رقص اشراق در سایه ی او
درنوردیدن کیلومتر ها با تنفس ثانیه هایی که رو به تکامل می روند کار احساس های نصفه کاره نیست
که منتظر دستی از غیب ، شب و روز را تکه تکه می کنند
و رقص سکوت و سایه را در طپش نور متلاشی می کنند
که تاریکی، سرفصل احساس های مجروح کالبدیست ...!

من دیروز ساعت ۱۵ رسیدم.
کلی خوش گذشت جای همتون خالی![]()
فقط سنندج شب جا گیرمون نیومد مجبور
شدیم تو پارک بخوابیم صبح هم از سرما یخ زدیم تازه پارک خوب هم به زور پیدا کردیم.
البته فقط این تیکش بد بود.
ولی وقتی رفتیم کرمانشاه یه دنده کبابی خوردیم که هنوز مزش تو دهنم هست.
اینم بگم که ۶۰تومن جریمه شدیم همشم الکی
ولی بقیه ی راه رو با کمک راننده های دیگه به خوشی رفتیم چون وقتی پلیس بود بهمون علامت میدادن.
خلاصه خیلی خوش گذشت.
من یه چند روزی نیستم میخوایم بریم مسافرت(همدانوکرمانشاه و بانه مریوان) ولی بازم منتظر نظرات شما عزیزان هستم.
به محض اولین آپم خبرتون میکنم.
خداحافظ

زنگ زدم به پسر عموم دیدم
مداحی گذاشته اهنگ پیشوازش
بعد که جواب داده بهش گفتم این چه اهنگ پیشوازییه؟
میگه از قرض الحسنه مسجد محله درخواست وام کردم
قرار شده جوابشو تلفنی بدن
میخوام اگه جوابشون منفی بود اخرین تیرمم زده باشم !!!
اعتراف میکنم اول راهنمایی که بودم معلم دینیمون گفت اگه شماها حتی به تیر چراغ برق هم به دیده شهوت نگاه کنین مرتکب گناه شدین. اون روز که تعطیل شدیم رفتم جلوی تیر چراغ برق هرچی بهش نگاه کردم هیچ حسی بهم دست نداد. رفتم جلو بهش دست زدم بازم هیچی نشد. آخرش فهمیدم که بین ما هیچ حسی وجود نداره
اگه تو با من باشی....چراغ خونم باشی ..... انقدر خاموش روشنت میکنم تا بسوزی
لذتی که توی باز و بسته کردن درِ باتریِ کنترل تلویزیون موقعِ تماشای تلویزیون هست،
توی تماشای خود تلویزیون نیست
تا حالا دقت کردین که روزای هفته اینجوری میگذره :
شــــــــــــــــــــــنبـــــ ـــــــــــــــه
یــــــــکشــــــــنبـــــــــ ــــــــــه
دوشـــــــــــــنبــــــــــــ ـــــــه
سه شـــــــنبـــــــــــــــــه
چـــهـــار شنبـــــــــــــه
پنجشنبه جمعه!!!
این دندونپزشک هایی که دستشون رو تا آرنج میکنن تو حلق آدم
بعد وسطش ازت سوال هم می پرسن
و توقع دارن جوابشون رو بدی ؛
دقیقا چه فکری میکنن ؟
یادش بخیر قدیما پونصدی که تو تاکسی درمیاوردیم سینهمونو میدادیم جلو ،
منتظر بودیم یارو بگه خورده بده!
مث الان نبود که با ترس و لرز و خفت و خاری !!
معرفی دست خط دکتر !
چیزی که تو می بینی: ∮₪₩₮£
چیزی که داروخانه می خونه : آسپیرین ۵۰۰ میلی گرم !
وقتی مامانم خونه نیست یکی از تفریحات سالمم اینه که میرم در یخچال رو اینقدر باز میزارم تا صدای آلارمش دربیاد بعد میگم : حالا هی زر بزن هیشکی به دادت نمی رسه !
میدونین حسش مث کتک زدن بچه لوس مهمون دور از چشم پدر مادرشه
قبلنا موبایل نبود چجوری بعد از خاموش کردن چراغا رختخواب رو پیدا می کردن؟
آدمهای قد بلند را برای خودشان دوست داشته باشید
نه برای اینکه دستشان به کابینتهای بالایی آشپزخانه میرسد!:)

اگر دنيــــــا برعكس بود حيونا وقتي از هم شاكي ميشدن و ميخواستن به هم فحش بدن ، ميگفتن : آدم ، اهلي ، انسان... با تو هستم يكم حيوون باش !!!
نظر یادتون نره
من از تنهائي و برگ ريزان پائيز من از سردي سرماي زمستان
من از تنهائي و دنياي بي تو مي ترسم
خداوندا..
من از دوستان بي مقدار من از همرهان بي احساس
من از نارفيقيهاي اين دنيا مي ترسم
خداوندا..
من از احساس بيهوده بودن ؛ من از چون حباب آب بودن
من از ماندن چون مرداب مي ترسم
خداوندا...
من از مرگ محبت من از اعدام احساس به دست دوستان دور يا نزديک مي ترسم
خداوندا..
من از ماندن مي ترسم خداوندا من از رفتن مي ترسم...
خداوندا...
من از خود نيز مي ترسم ...
خداوندا... پناهم ده
" جاده های زندگی را خدا هموار می کند
کار ما فقط برداشتن سنگ ریزه هاست ... "
پس اینقدر آه و ناله چرا ؟

در سالی که قحطی بیداد کرده بود و مردم همه زانوی غم به بغل گرفته بودند مرد عارفی از کوچه ای می گذشت غلامی را دید که بسیار شادمان و خوشحال است.
به او گفت:
چه طور در چنین وضعی می خندی و شادی می کنی؟
جواب داد که:
من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار می کنم روزی مرا میدهد، پس چرا غمگین باشم در حالی که به او اعتماد دارم؟
آن مرد عارف که از عرفای بزرگ ایران بود، می گوید:
"از خودم شرم کردم که یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمی دهد و من خدایی دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزی خود
هستم...!"
شما جزء کدومایین؟♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠
رانندگان ماشین های حمل مرغ به جلیقه ضد گلوله و اسلحه تجهیز شدند
♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠
یه سنگریزه وقتی تو کفش باشه دیگه یه سنگریزه نیست
قلوه سنگه
♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠
ماه رمضان بر تمامی مسلمانانی که در این ماه از وزن جسمی،
غرور روانی و خود حق پنداری شان کم میشود
و بر مداراگری و انصاف و آزادگی شان افزوده میشود مبارک باشد …
♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠
نمیدونم چه رمزیه لامصب بعضیا میگن “عزیزم” انگار فحش دادن
ولی بعضیام هستن به آدم میگن “زهر مار” انگار دنیا رو به آدم دادن…
♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠
وقتی ناراحتین از ۱ تا ۱۰ بشمرین. اگه آروم نشدین تا ۲۰ ادامه بدین
نشد تا ۳۰ و همینجور ادامه بدین تا بشین.
من الان به ۲۱۶۶۶۵۰۰۰۹۶۸۷۱۱۲۰۰۱۲ رسیدم
♠♠♠♠♠♠♠♠جملات طنز و خنده دار♠♠♠♠♠♠♠♠♠
اگه این معلم های دبستان..
میدونستن یه روزی قراره..
فقط تایپ کنیم..
اینقدر سعی نمیکردن خطمون خوب شه
نظر یادتون نره
شما هم وقتی اس ام اس رو اشتباهی به یکی دیگه می فرستین
سکته ناقص می کنین؟!
.
.
.
پسر داییم تو کنکور ۱۰۰تا مونده به آخر شده
بعد داییم شیرینی پخش کرده
به داییم میگم چرا خوشحالی حالا؟
گف آخه فک نمیکردم ۱۰۰نفر از این خنگ تر باشن !
.
.
.
مشکلات از جایی شروع شد که
به هر کی گفتیم نوکرتیم فکر کرد واقعاً اربابه !
.
.
.
همیشه پدرها به پسرشون به عنوان یه فرصت دوباره نگاه می کنن
برای جبران کارایی که خودشون نتونستن بکنن !
.
.
.
بنی آدم ابزار یکدیگرند / در اسگل کردن ز هم برترند
چو عضوی به درد اورد روزگار / دگر عضوها را خنده و هار هار . . .
شاعر معاصر

مرد جوانی ، از دانشكده فارغ التحصیل شد . ماهها بود كه ماشین اسپرت زیبایی ،پشت شیشه های یك نمایشگاه به سختی توجهش را جلب كرده بود و از ته دل آرزو می كرد كه روزی صاحب آن ماشین شود . مرد جوان ، از پدرش خواسته بود كه برای هدیه فارغ التحصیلی ، آن ماشین را برایش بخرد . او می دانست كه پدر توانایی خرید آن را دارد .
دوست داری ساعت ها بشینی بهشون نگاه کنی.
يه بار نشد اين جعبه دستمال كاغذی رو باز كنیم ، اين برگ اول درست
مثل آدم بياد بيرون ...!!
فریاد گرگ آمد سرمی داد،
افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد،وهمه در پی
گرگ بودند، دراین میان فقط گرگ فهميدكه چوپان
تنهاست..؟!
افراد زیر ۱۸ سال و کسانی که مبتلا به بیماری قلبی هستند ادامه مطلب را نگاه نکنند
حافظ: تـنــم از واسـطــه دوری دلـبــر بـگـداخــــــت. جـانــم از آتــش مـهــر رخ جـانـانــه بسوخت
فروغ فرخزاد: ای شب از رویای تو رنگین شده. سینه از عطر توام سنگین شده
سهراب سپهری: دوست را زیر باران باید برد. عشق را زیر باران باید جست
ترانه امروزی: دوست دختر من نازه، قلبش پر احساسه، عاشقش شدم تازه
رپ: دوستت دارم کثافت! لعنت به اون قیافت
خدا از این به بعد رو به خیر کنه !!
واسا دنیا من میخوام پیاده شم ….
+پیاده شو..
-اِاِاِ مگه میشه ..
+بله آقا پیاده شو کار دارم…..
-نه آقا غلط کردم برو…
بعضیا چرا اینجوری ان ؟
دوزار حریم خصوصی نمیتونیم داشته باشیم
نه لپتاپ نه موبایل نه پی سی نه کشوی میز نه تو جیبم حتی
بابا فضولی هم حدی داره نکبتا !
تا حالا دقت کردین وقتی برمیگردیم خونه و میخوایم اون چیزی رو که جا گذاشتیمُ برداریم ، با زانو و با زحمت زیاد میریم تو خونه که فرش کثیف نشه ولی برگشتنش خسته می شیم با کفش از رو فرش رد می شیم ...
وقتی کباب با برنج میخوریم ۹۰%حواسمون به اینه که هر دوتاش باهم تموم شه !
نه به خاطر اینکه خداست بلکه به خاطر اینکه دستت رو بگیره
پروردگار خوب و مهربانم سلام امروز به این جمله فکر می کردم که :
ما انسان ها بارها دعای تکراری میکنیم و اجابت نمیشود و می گوییم خدایا چرا؟و بارها
گناهان تکراری انجام می دهیم و یک بار هم به خودمون نمی گوییم چرا؟

صبوری را خوب به من آموختی...خدای مهربانم...
و هرچه که از سوی توست ای مهربان من ! ... می دانم که خوب است....
چون تو می خواهی من را و روح و جانم را تعالی بخشی....
و من به هر آنچه که تو برای من می خواهی آری می گویم و از صمیم قلب پذیرا هستم...چون ایمان دارم.. و یقینی بس ژرف..که تو همیشه بهترین ها و ناب ترین ها را به من هدیه کرده ای...
سپاس تو را ای مهربانترین مهربانان و ای قدرتمند متعال .
خدای مهربان و قدرتمندم !
لحظه لحظه ی زندگی ام را با حضورت سرشار از خوشبختی و آرامش و شادی قلبی کن ای تنها پناه و ای تنها تکیه گاه زمین و آسمان من !
حسبی الله ... توکلت علی الله ...
و الله خیر الحافظین .

تو منا جا ت پنهانم را می شنوی.......
پروردگارا .... مرا از عذاب خویش حفظ نما .....
من افتاده و ترسانم و تسلیم تو می باشم .....
ای معبود من ، طعم بخشش را به من بچشان .....
آنجا که هیچ دارایی و فرزندی با اشنان سودی نمی رساند.....
ای کاش از این ماه رمضون که خدا دوباره ما رو بهش راه داد غیر گشنگی و تشنگی چیز دیگه ای هم می فهمیدیم.
ای کاش واقعا می شد جلو این زبونمونو بگیریم
ای کاش می شد پشت سر کسی حرف نزنیم و مرد باشیم
ای کاش می رفتیم پول مردمو می دادیم به جا روزه
ای کاش بریم با اونکه سالها باهاش قهریم آشتی کنیم
ای کاش انقد سر کار سر پول سر موقعیت اجتماعی و کاری دروغ نمی گفتیم
ای کاش یه دفعه یه دفعه کار یه بدبختی که هر روز می آد دم در دفتر ما تو اداره شرکت تو مغازه فقط برا رضای خدا راه مینداختیم و کلی از مشکلتاشو حل می کردیم
کاش... هممون می دونیم....
نداشته ها و تنهایی های خیلی خیلی خیلی بزرگ ، فقط با خدا ...
مهم نیست در این زمین خاکی چقدر تنها باشیم و چقدر حرفهایمان برای دیگران غیر قابل فهم باشد و وقت انسانها برایمان کم ...
شکر که خدا هست و او جبران تمام دلتنگی ها و مرهم تمام زخمهاست ...
هر وقت دلت خواست ، مهمانش کن در بهترین جایی که او می پسندد ، در قلبت ...
و به دستان خالی ات نگاه نکن ، تو فقط خانه ی دلت را برایش نگهدار ، اسباب پذیرایی با اوست ...
از وقتتان برای کار استفاده کنید؛زیرا کار،بهای موفقیت است.
از وقتتان برای تفکر استفاده کنید؛زیرا تفکر، سرچشمه قدرت است.
از وقتتان برای تفریح استفاده کنید؛زیرا تفریح، راز جوانی جاودانه است.
از وقتتان برای مطالعه استفاده کنید؛زیرا مطالعه، منبع عقل و دانش است.
از وقتتان برای دوستی استفاده کنید؛زیرا دوستی، جاده ی خوشبختی است.
از وقتتان برای عشق استفاده کنید؛زیرا عشق، لذت زندگی است.
از وقتتان برای خنده استفاده کنید؛زیرا خنده،موسیقی و آهنگ روح است.
